تبلیغات
پیامهای قرآنی

پیامهای قرآنی
قرآن کریم از دیدگاه نویسندگان و شاعران مسیحی لبنانی

در طول روز‎های گذشته و به بهانه سالگرد حادثه یازدهم سپتامبر، اهانت‎‎هایی نسبت به قرآن کریم صورت گرفت. روشن است که این‎گونه جریانات به شکل مستقیم توسط جریان‎‎های فکری اعتقادی صهیونیستی هدایت می‎شوند که اساسا پیش از اسلام با آیین مسیحیت درگیر بوده و با آن دشمنی دارند. 

گسترش انقلاب اسلامی و موج وسیع گرایش به اسلام که پس از انقلاب اسلامی در سطح جهان رخ داده، هر روز فتنه‎جویان صهیونیست را بیشتر نگران می‎کند. از این‎رو به گمان باطل خود می‎کوشند تا به شیوه‎‎های مختلف نور خدا را با باد دهان خاموش کنند.
آنها نمی‎دانند که این انقلاب عظیم داستان دیگری دارد و درشگفتند که حیله‎‎ها و مکرهای‎شان مثل همیشه نتیجه طبیعی و ثابت را ندارد. مانع‎تراشی می‎کنند و محرومیت‎‎ها می‎آفرینند و مردم مقاوم‎تر می‎شوند، رهبران این مردم را می‎کشند و مردم بیدارتر می‎شوند، به مقدسات‎شان اهانت می‎کنند و مردم بدان‎‎ها بیشتر روی می‎آورند. 

در طول تاریخ اتفاقاتی چون این اهانت فراوان رخ داده است: از حمله سپاهیان ابرهه به خانه خدا و آتش زدن کعبه توسط یزید تا پاره کردن قرآن توسط دشمنان اسلام و قرآن و مگر شهادت دردناک حسین بن علی و فرزندانش در کربلا کمتر از اهانت به صفحات قرآن است؟ 

در این میان، هم باید به اصل و ریشه موضوع و هدف اساسی دشمن، یعنی اسلام‎هراسی غرب توجه کرد و هم به توطئه صهیونیسم برای باز کردن جبهه‎ای تازه و ایجاد فتنه و دشمنی میان مسلمانان و مسیحیان و در نتیجه منحرف کردن اذهان و افکار عمومی از یهودیان صهیونیست، به‎سمت کلیسای مسیحی.

هر چند کلیسا رسماً به وحیانیت قرآن اعتراف نمی‎کند و گاه کینه‎توزی‎‎هایی هم نسبت به قرآن کریم در آثار نویسندگان و پژوهشگران مسیحی دیده می‎شود (1)، ولی با این‎حال در میان مسیحیان منصف و مطلع همیشه نشانه‎‎هایی از احترام به اسلام و مقدسات مسلمین دیده می‎شود تا آن‎جا که پاپ ژان پل دوم که برخلاف پاپ فعلی، نسبت به اسلام دیدگاه احترام‎آمیزی داشت در هنگام دریافت نسخه‎ای از قرآن کریم به‎عنوان هدیه آن را بوسید و به‌ این کتاب مقدس ادای احترام کرد.



در نوشته زیر که آن را برای کتاب جدید خود با نام «کتاب مقدس» آماده کرده‎ام و پیشتر به شکل محدود در اختیار برخی از دوستان قرار گرفته است، نمونه‎‎هایی برجسته از ارادت و احترام مسیحیان عرب به قرآن کریم دیده می‎شود. 

اگر بخواهیم از قرآن در دیدگاه مسیحیان سخن بگوییم، با موضوعی بسیار گسترده و درازدامن روبه‎رو خواهیم شد. از مواضع لاهوتی و کلامی مسیحیت قدیم و جدید در کلیسا‎های مختلف، تا مناظره‎‎های علمی میان دانشمندان مسیحی و علمای مسلمان و از کلیسا‎های غربی کاتولیک و پروتستان، تا کلیسا‎های شرقی با مذاهب مختلف هرکدام موضوعی مستقل و گسترده به‎شمار می‎آیند.

در این نوشتار به‎صورت گذرا به موضوع قرآن کریم از دیدگاه نویسندگان و شاعران مسیحی لبنانی می‎پردازیم. نویسندگان و شاعرانی که در دهه‎‎های اخیر پیشتاز جریان‎‎های فکری و فرهنگی جامعه خود بوده‎اند و به‎دلیل تفاوت‎‎های بنیادین مسیحیت شرقی و مسیحیت غربی و به حکم ارتباط نزدیک و اختلاط با مسلمانان، قرآن کریم را شناخته و از آن بهره جسته‎اند. 

در این ارتباط و آشنایی، مخصوصاً به سبب پیوند زبان عربی و جایگاه قرآن کریم چنان است که بسیاری از آیات قرآن در حکم امثال سائره درآمده؛ هم در کلام روزمره مردم کوچه و بازار به گوش می‎خورد و هم در سخنرانی‎‎ها و نوشته‎‎های روشنفکران و اساتید مسیحی لبنان، بدان‎ها استشهاد می‎شود و هستند افرادی از کشیش‎‎ها یا اساتید و اهل فکر که بخش‎‎های قابل‎توجهی از قرآن کریم را حفظ هستند و به تناسب بحث تلاوت می‎کنند. 

از این‎رو، در میان کتاب‎‎ها و نوشته‎‎های این شاعران و نویسندگان مسیحی، گاه آثاری دیده می‎شود که به‎سختی می‎توان باور کرد که صاحب آن مسلمان نباشد. در این‎جا تنها به نمونه‎‎هایی از این آثار اشاره می‎کنیم و قطعا بررسی همه این آثار با توجه به حجم نشریات و کتاب‎‎های منتشره در دهه‎‎های اخیر در محیط فرهنگی مسیحیت عربی ممکن نخواهد بود.

بسیاری از این افراد کسانی هستند که آثاری در بیان و روایت تاریخ اسلام منتشر کرده‎اند، همچون جرجی زیدان صاحب کتاب‎‎های مشهوری چون «تاریخ تمدن اسلامی». وی در این کتاب و دیگر آثار خود بار‎ها از قرآن کریم سخن می‎گوید و به‎عنوان مثال در فصل نزول قرآن و بعثت پیامبر اکرم، داستان نزول وحی را به تفصیل شرح می‎دهد.

طبعاً موضع رسمی و دینی کلیسا مخصوصا کلیسای کاتولیک مارونی نسبت به قرآن کریم (مانند آن‎چه استاد حداد در چند جلد آثار خود درباره قرآن نوشته است)، خوشایند مسلمانان نیست، لیکن اگر از مواضع رسمی و دینی بگذریم، آن‎چه در میان عموم مردم مسیحی می‎گذرد، شواهد فراوان از تعلق‎خاطر به قرآن کریم در متن زندگی مشترک اسلامی مسیحی نشان می‎دهد. 

اسقف ارتدوکسی لبنان «جورج خضر» که خود بار‎ها در نوشته‎‎ها و آثارش، حتی در موعظه‎‎های روز یکشنبه کلیسا از آیات قرآنی تلاوت می‎کند، با ذکر خاطره‎ای از پدر یواکیم مبارک (2) می‎گوید: «از او پرسیدم: چه شد که جوانی مارونی به مطالعات اسلامی کشیده شد؟ او پاسخ داد: پدرم که کشیش روستا بود مرا با، خود برای خرید شیرینی به مغازه مسلمانی می‎برد که بر دیوار یک تابلو زده بود و من آن را می‎خواندم: کلوا من طیبات ما رزقناکم و اشکروالله ... از پدرم پرسیدم این چیست؟ گفت آیه‎ای از قرآن است و این شرح و توضیح تا آن‎جا رسید که آینده مطالعات اسلامی مرا رقم زد. من خندیدم و گفتم: پس شیرینی‎‎های مسلمانان تو را به این عالم کشاند!»

دکتر میشال کعدی از نویسندگان و اساتید لبنانی می‎گوید: «زمانی‎که کودک بودم پدرم صبح‎‎ها رادیو را روشن می‎کرد و به آیات قرآن گوش می‎داد و روز خود را این‎گونه آغاز می‎کرد و همواره به ما می‎گفت: انجیل و قرآن و نهج‎البلاغه را با هم داشته باشید و هدایت را از آن‎‎ها بخواهید.» 

دکتر جورج طربیه می‎گوید: «پدرم صبح‎‎ها به قرآن صبحگاهی رادیو گوش می‎داد و به یاد دارم وقتی بسیار کوچک بودم، یک روز صبح زود از خواب بیدار شدم و دیدم نشسته و به رادیو گوش می‎دهد (و بعدا فهمیدم گویا تلاوت عبدالباسط بوده که بسیار دوستش داشت). او مرا در دامان خود نشاند و به من گفت: پسرم گوش کن ببین چه نغمه‎‎های زیبا و دلنشینی دارد، این آیات قرآن در مدح و ستایش خداست.» 

رویکرد توجه به قرآن کریم و مدح آیات الهی آن، پس از دوران بیداری فرهنگی و آغاز شکل‎گیری جریان‎‎های قومی عربی (در واکنش به حاکمیت ترکی عثمانی) تشدید شد و نمونه‎‎های فراوانی از این‎گونه آثار به‎جای گذاشت. این رویکرد بیشتر بر حفظ و تقویت مبانی هویت عربی مسیحیان شرقی مانند زبان تأکید داشت.

بسیاری از نویسندگان برجسته مسیحی آشکارا از قرآن کریم متأثر هستند و مشخص است که این کتاب بزرگ را بسیار خوانده و از آن بهره گرفته‎اند. جبران خلیل جبران، نویسنده جهانی و مشهور لبنانی، علاوه‎بر این‎که گاهی مستقیما درباره قرآن کریم سخن گفته است، بار‎ها در آثار خود از تعابیری استفاده کرده یا آثار خود را به آن نامیده که از سیاق عبارات قرآن برگزیده شده‎اند، مانند اثر مشهورش «لکم لبنانکم و لی لبنان». همچنین در کتاب ماندگارش «پیامبر» تأثیرپذیری او از قرآن کریم کاملاً مشهود است. 

بسیاری از کتاب‎‎های ادبی عربی که از نمونه‎‎های آثار جاودان ادبی سخن می‎گویند، معمولا با نمونه‎‎های آیات قرآنی شروع می‎شوند (3). مانند کتاب «من ینابیع الحکمه» از شاعر مشهور و برجسته خلیل مطران که کتاب را با ذکر آیه شریفه «لا یأتیه الباطل من بین یدیه...» شروع می‎کند و بیشترین حجم کتاب را به ذکر نمونه‎‎هایی از آیات قرآن اختصاص داده و آن‎‎ها را در موضوعات مختلفی چون امانت‎داری، نیکی به والدین، شکر، عدل و... تقسیم کرده است. 

برخی از نویسندگان و پژوهشگران مسیحی که در این زمینه کار کرده‎اند، چنان به این موضوع پرداخته‎اند که در زمینه قرآن کریم و تفسیر قرآن صاحب تخصص‎اند. دکتر عادل تئودور خوری، کشیش لبنانی ساکن آلمان، که سال‎ها مشاور پاپ ژان پل دوم بود، از این گروه است و غیر از این‎که در آثار مختلف خود به قرآن کریم پرداخته، قرآن کریم را به آلمانی ترجمه کرده و علاوه‎بر آن، یک مجموعه 12 جلدی در تفسیر قرآن کریم منتشر ساخته است. او یک‎بار با افتخار به این موضوع از من می‎پرسید: «چند نفر از علمای مسلمان سراغ‎داری که درباره قرآن کریم به زبان آلمانی کار کرده باشند یا چند نفر از علمای خودتان می‎شناسی که این‎قدر با متون مقدس ما مسیحیان آشنا باشند؟»
در میان نویسندگان و شاعران مسیحی غیرعرب این‎گونه شهادت‎‎ها و گواهی‎‎ها فراوان و غیرقابل‎شمارش است و حتی نویسندگان لبنانی هم در آثار متنوع و پراکنده در لابه‎لای مجلات و کتاب‎‎ها بسیار بدین موضوع پرداخته‎اند. آن‎چه این‎جا به آن اشاره می‎کنیم، تنها نمونه‎‎های در دسترس از این‎گونه گواهی‎هاست.

* خلیل طوال از نویسندگان و پژوهشگران قرن گذشته می‎نویسد: «قرآن بود که فکر را از قید و بند‎ها آزاد ساخت و عقل را از اوهام ر‎ها کرد و مشعل تمدن و دانش و علوم اجتماعی را روشن ساخت. آیا قرآن ابر‎های توهم را از عقل کنار نزد و درهای آزادی را برای اندیشه نگشود؟ آیا از مکارم اخلاق و صفات پسندیده سخن نگفت؟ آیا در صفحات خود از علوم و معارف گوناگون بحث نکرد؟ آیا حقوق انسان و وظایفش در زندگی و ازدواج و طلاق و قصاص و... را شرح نداد؟ چه دانش و معرفتی هست که قرآن از آن نگفته باشد و چه مشکل اجتماعی و انسانی هست که در قرآن مطرح نشده باشد؟»

* شبلی شمیل، دانشمند و متفکر پرآوازه نیز هنگامی که سخن از اسلام به میان آمد در قصیده‎ای چنین سرود: «من دین محمد را نپذیرفته‎ام، اما هرگز به آیات قرآن کفر نمی‎ورزم.» (4) وی پس از مدح فراوان رسول خدا صلى‎ا... علیه و آله می‎افزاید: «هیچ دینی نمی‎تواند با پیشرفت‎‎های اجتماعی و علمی هماهنگ باشد جز آیین قرآن.»

* مارون عبود، نویسنده و دانشمند معروف لبنانی نیز در قصیده‎ای به مناسبت میلاد پیامبر اکرم به مدح حضرت پرداخته و در ضمن آن می‎گوید: «خداوند از آیات خود شهاب‎‎هایی بر تو فروفرستاد که سپر‎های دروغ و بهتان را شکافتند و اگر این کتاب تو نبود، برای چنین مردمانی هیچ معجزه‎ای نمی‎یافتیم. این کتاب از دل صحرا نور هدایت و آبادانی را به همه‎جا برافشاند.»

* ریاض معلوف، شاعر و ادیب لبنانی، نیز چنین می‎سراید: «اگر شعر راه نیابد، به قرآن کریم و آیات درخشانش راه می‎یابیم. قرآن کریم تمامی گوهر درخشان و عبرت‎‎ها و سخنان ارزشمند است و ما گرچه بر آیین اسلام نیستیم، اما ناقوس کلیساهای‎مان در نغمه محبت و برادری با اذان مساجد همنوایی می‎کنند.»

* رشید سلیم‎الخوری، معروف به شاعر قروی، نیز در قصیده‎ای که برای مدح پیامبر اکرم سروده می‎گوید: «میلاد کسی است که خورشید هدایت از قرآن آسمانی‎اش طلوع کرده، نوری که از بیابان بر تمام هستی تابیده و تمدن را آغاز کرده است.» 

* بولس سلامه، شاعر معروف غدیر، نیز در داستان مفصلی که برای تاریخ اسلام می‎سراید، بار‎ها در سیاق ذکر حوادث تاریخی و موضوعات به آیات قرآن کریم اشاره می‎کند؛ از جمله در بیان مبعث رسول خدا می‎گوید: «هستی را سکوت و آرامشی فرا گرفت تا صدای زمزمه عطر‎های آسمانی به گوش‎‎ها بنشیند، ناگاه بانگ منادی به گوش رسید: إقرأ... و پژواک این نغمه ندای پیامبری را بازگرداند که با تمام وجود هیبت این بانگ را حس می‎کرد: «من نمی‎توانم بخوانم، جبرییل پاسخ داد: ‎ای محمد، به نام خدای بزرگ تکبیر بگو و صفحه هستی در همین چند ثانیه تغییر می‎کند، محمد پیامبر است و قرآن مجید، این آرزو و رؤیای قرن‎‎ها نازل شده است.»

* امین ریحانی، نویسنده و اندیشمند پرآوازه مسیحی، عرب، نیز در برخی آثار خود از قرآن کریم سخن گفته؛ از جمله در پاسخ نامه‎ای از مرحوم کاشف‎الغطاء که او را به اسلام دعوت کرده در عین رد این دعوت می‎نویسد: «اما چه‎کسی می‎تواند کتابی را رد کند که در آن چنین آیات برجسته‎ای آمده است: لا تزر وازره وزر أخرى، إدفع بالتی هی أحسن السیئه، لا تکلف الله نفسا إلا وسعها، لیس للإنسان إلا ما سعى» و ضمن ذکر آیات متعدد از قرآن کریم می‎افزاید: «بیا تا بر این آیات و امثال این‎‎ها در قرآن با تو دست بدهم.» و می‎گوید: «اگر اسلام و مسلمانان همه همین باشند، من هم به توحید و رسالت پیامبر شهادت می‎دهم.»

* امین نخله، نویسنده و شاعر برجسته مسیحی، یکی دیگر از کسانی است که بار‎ها در آثار خود از قرآن کریم سخن گفته، از جمله یک‎بار که تلاوتی از قرآن کریم را در منزل یکی از دوستان خود شنیده و به شکل مفصل آن را از جهت هنری و موسیقایی تحلیل می‎کند. او می‎نویسد: «بعد از فوت شیخ محمد رفعت، گمان نمی‎کردم تلاوت قرآن کسی بتواند جانم را آن‎طور تازه کند تا این‎که روزی یکی از دوستانم آمد و گفت: تو همیشه از شیخ محمد حرف می‎زنی، امشب در منزل فلانی تلاوتی خواهی شنید که وجودت را از خوشی و خشوع لبریز می‎کند. و هنگامی که به آن‎جا رفتیم، دیدم جمعیت روبه‎روی قاری نشسته‎اند و او سوره هود را آغاز کرده است.»
وی سپس شرح می‎دهد که چگونه قاری صدای خود را به تناسب وصف طوفان تغییر داده تا وقتی که به عبارت موج کالجبال می‎رسد، فقط پنج سطر به شرح تلاوت قاری و احساس او در این دو کلمه اختصاص می‎دهد و سپس می‎افزاید: «و هنگامی که به تلاوت یا بُنی ارکب معنا رسید، برای نشان دادن محبت پدری و نصیحت فرزند، صدای خود را نرم کرد و با آرامش خواند.» و سپس به همین ترتیب از آیات بعد با شرح و تفصیل یاد می‎کند. 

امین نخله همچنین در کتاب «اساتید نثر عربی» بخش دوم کتاب را به صدر اسلام اختصاص داده و آیات متعددی از قرآن کریم همچون سوره‎‎های مبارکه الرحمن و ضحى و بخش‎‎هایی از سوره‎‎های نجم و یوسف و هود را برگزیده است. وی در آغاز این بخش می‎نویسد: «نثر عربی با قرآن به فراتر از اندیشه صعود کرد و به‎جایی رسید که نمی‎توان گردن افراشت. قرآن در بلاغت و لفظ و شیرینی مقاطعش و ترکیب معانی‎اش معجزه است و هیچ کلامی در عربی از این جهات به پای قرآن نمی‎رسد و به گمان ما دلیل اعجازش این است، نه بنا به‎نظر بعضی ارزش موضوعات، یا بنا به رأی گروهی دیگر خبردادن از غیب. پس نمی‎توان کتابی درباره نثر عربی به خوانندگان تقدیم کرد بدون آن‎که پاره‎ای از نور قرآن در خود داشته باشد. برای همین تصمیم گرفتیم این کتاب را با سوره الرحمن آغاز کنیم که به آن عروس قرآن می‎گویند، چنان‎که در مجمع‎البیان از پیامبر نقل شده که: هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن الرحمن است.»
جالب این‎جاست که این نویسنده مسیحی سپس عبارات متعددی از کتاب «إعجاز القُرآن» باقلانی نقل می‎کند و به تفصیل درباره اعجاز قرآن سخن می‎گوید. 

از این‎‎ها اما شگفت‎تر اثری از حلیم دموس، شاعر و ادیب لبنانی، است که در کتاب «یقظه الروح» به معرفی تمامی سوره‎‎های قرآن کریم پرداخته است. وی در قصیده‎ای طولانی با نام سرود قرآن 228 بیت به تعریف ویژگی‎‎های هر سوره و نمونه‎‎هایی از عبارات قرآن کریم می‎پردازد(5). شاید در میان خود مسلمانان کسی تاکنون به چنین موضوعی نپرداخته باشد که این شاعر مسیحی بدان اهتمام کرده است. از جمله ابیات این قصیده به چند بیت اشاره می‎کنیم: 
سوره الکهف: أذکرت أصحاب الرقیم و الکهف و السد العظیم واللوح من موسى الکلیم و روائع الکنز الثمین 
سوره مریم: وانظر لسوره مریم أم المسیح الأعظمِ فسواه لم یتکلمِ فی المهد بین السامعین 
سوره الحج: و الحج للبیت العتیق من جانب البلد السحیق یأتون من فج ٍعمیق کمطوفین و ساجدین 
سوره کورت: و إذا الرواسی سُیرت فانظر لسوره کورت واذکر بحارا سُجرت و اخشع لذی العرش المکین 
سوره الناس: و الناس خاتمه الکتاب و بآی‎ها فصلُ الخطاب
فلیحمِنا رب الحساب من شر وسواسٍ لعین 

باز هم نمونه‎‎های از این دست در آثار نویسندگان مسیحی لبنانی دیده می‎شود و گاه چنان فراوان است که نمی‎توان از آن قطعه‎ای برگزید و نقل کرد. مرحوم سلیمان کتانی که 9 جلد کتاب درباره پیامبر و اهل بیت (از رسول خدا و حضرت فاطمه زهرا تا امام کاظم علیه‎السلام) تألیف کرده، بار‎ها در نوشته‎‎های خود مخصوصا در کتاب «محمد شاطئ و سحاب» از قرآن سخن می‎گوید و به آیات قرآن استشهاد می‎کند و مرحوم نصری سلهب که سه جلد کتاب در حوزه دین اسلام نوشته، بار‎ها در این آثار مخصوصا کتاب« فی خطى محمد» و نیز در کتاب« فی خطى الإمام علی» آیات قرآن کریم را نقل می‎کند. 

این موضوع در زندگی روزمره نخبگان مسیحی به‎وضوح دیده می‎شود. بار‎ها در کتابخانه و روی میز کار این‎گونه اشخاص قرآن کریم را به‎عنوان کتابی برای مراجعه مداوم و مکرر دیده‎ام و از یاد نمی‎برم که دوستی از کشیش‎‎های کاتولیک، مدتی از من فایل قرآن کریم را برای موبایل خود طلب می‎کرد تا این‎که آن را دانلود کرده و برایش فرستادم. 

ملاحظه این نمونه‎‎ها در عین اینکه امیدبخش و شورانگیز است، در همان حال از یک‎سو ظرفیت عظیم این کتاب آسمانی و معجزه جاوید را نشان می‎دهد که به تعبیر حدیث شریف «فی کل زمان غضٌ جدیدٌ» همیشه تازه و باطراوت است و از سوی دیگر، کوتاهی و قصور ما در مقابل این اشتیاق و آمادگی و پذیرش مخاطب گسترده و جهانی را یادآور می‎شود. این تجربه‎‎ها درواقع به ما نشان می‎دهد که این گنج بی‎پایان هنوز چقدر گوهر‎های ناشناخته و نایافته دارد که به اقتضای هر زمان و به تناسب پیشرفت دانش و در بشر باید بازیابی و عرضه شوند که «و فی بطنه بطنا إلى سبعه أبطن» (6) 

هرچند که همه حقایق این کتاب مبارک جز با ظهور حقیقت قرآن و قرآن ناطق، ولی خداوند، امام عصر صلوات‎الله و سلامه علیه آشکار نخواهند شد و تنها آن بزرگوار است که می‎تواند با آب گوارای ذکر، تشنگان حقیقت را در سراسر گیتی سیراب کند، اما این وظیفه ما را نفی نمی‎کند که فرمود: «و انتم لا تقدرون على ذلک، و لکن أعینونی...» درست است که نمی‎توانید چون من باشید، لیکن اندکی مرا یاری کنید! (7) 

منبع: هفته نامه «پنجره»/ شماره 60
__________________________________________________
پی نوشت ها:
(1) حجت‎الاسلام دکتر زمانی در کتاب ارزشمند خود «مستشرقان و قرآن» (بوستان کتاب قم) به تفصیل این موضوع را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است.
(2) پدر یواکیم مبارک کشیش و نویسنده دانشمند لبنانی بود که در فرانسه تحصیل کرد و همان‎جا درگذشت و چند سال پیش جسدش به لبنان منتقل شد. وی آثار متعددی در اسلام‎شناسی دارد که مشهورترین آن‎‎ها پایان‎نامه دکترای او درباره حضرت ابراهیم است که با نظارت مستشرق برجسته لویی ماسینیون نگاشته شد.
(3) از این نمونه است کتاب «اعلام الفلسفه العربیه» از آنتوان کرم و کمال یازجی که به‎عنوان کتاب درسی استفاده می‎شد و در سرآغاز نمونه‎‎های متون عربی آیات برگزیده از قرآن کریم را ذکر کرده. همچنین پدرحنا فاخوری محقق و نویسنده مشهور در کتاب «الجامع فی تاریخ الأدب العربی» به شکل مفصل درباره ویژگی و مضامین آیات قرآن کریم سخن گفته است.
(4) مطلع این قصیده چنین است: إنی و إن أنکرت دین محمد لا أکفرن بمحکم الآیات
ببلاغه القرآن قد خلب النهى و بسیفه أخنى على الهامات
(5) در این مجموعه دو سوره إنشراح و تین جا افتاده‎اند. در عوض دو بیت در آغاز قصیده و دو بیت در پایان به‎عنوان مقدمه و خاتمه اضافه شده است. به‎نظر می‎رسد که در هنگام حروفچینی و چاپ متوجه حذف این دو سوره نشده‎اند و شماره قطعات را بر اساس 114 تنظیم کرده‎اند.
(6) این حدیث شریف می‎گوید که قرآن لایه لایه است. در ورای ظاهر و پوست خود، مغز و باطنی دارد و در آن نیز لایه‎‎های دیگر تا هفت لایه و مغز تا هفت بطن. در برخی روایات این تعبیر به صورت «هفتاد لایه» ذکر شده است.
(7) کلام مبارک امیرالمؤمنین علیه‎السلام در نهج‎البلاغه

[ چهارشنبه 31 شهریور 1389 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ حمید مظاهری راد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان